خرید بک لینک
سلام به خودم !! راستش داشتم فکر می کردم که برم لاین نصب کنم یه پست عمومی بزارم که همه ببینن بعد تو پسته با ادب کامل برینم به خیلی از آدمها بعد گفتم سودش یا فایدش چیه ؟ طرف تا این سن رسیده ننه باباش نتونستن آدمش کنن بعد من با یه پست آدمش کنم؟ یادش بخیر یه شب خونه یکی از همکارام دعوت شده بودم (همکار بود البته اول فکر می کردم دوسته بعد که از هم جدا شدیم دیدم طرف همکار بوده نه دوست ) از قضا وقتی ما رسیدیم خونشون دو سه دقیقه بعد خودشم رسید خونه . شروع کرد که آ آ آ آ آ آ آ آی آقای x اینطوری آ آ آ آ آ آی آقای x اونطوری تا تونست گفت که چقدر آقای x همش داره اذیتش میکنه

برچسب: دوباره امدم,دوباره باز امدم شرمنده, نویسنده: مهسا نصیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 12:21

بزرگ ترین نقاش شهر به بهترین شاگردش گفت تو حتی از من هم بهتر شدی و همه کارهای تورو بیشتر از من دوست دارن حتی خودمم کارهای تورو بیشتر دوست دارم اما هنوز یه چیزی مونده که من بهت یاد ندادم شاگرد خیلی دوست داشت که اون آخرین علم رو هم فرا بگیره از استادش خواست که بهش این علم رو یاد بده !! استادش گفت بهترین کاریکه تا الان کشیدی رو ببر تو میدون اصلی شهر بزار و کنارش یه تابلو و غلم بزار و بالاش بنویس که هرکس هر ایرادی توی این کار میبینه برام بنویسه بالای هزار نفر در پایان اون روز از کارش ایراد گرفتن امد به استادش گفت : می خواستید به من ثابت کنید که من کارهام ظ

برچسب: یه داستان قشنگ,یه داستان قشنگ عاشقانه,یه داستان کوتاه قشنگ,یه داستان خیلی قشنگ,یه داستان عشقی قشنگ, نویسنده: مهسا نصیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 12:21

دیروز با بابک دعوام شد . میدونستم باهاش دعوام میشه

اعصابم رو بهم ریخت

اعصابشو بهم ریختم

زدم

ولی اون

نزد

نمی دونم چرا

ولی ای کاش حتی یه دست بهم میزد

الان اعصابم داغونه که زدمش

اشتباه کردم

همه دنیا میدونن عذر خواهی کردن برای من خیلی اسونه

ولی از بابک عذر خواهی کردن

کسی که خود باعث و بانی همه چیزه

اونم برام اسونه ولی نمیکنم

هرچی می خواد بشه , بشه

برچسب: بابک زنجانی,بابک جهانبخش,بابک خرمدین,بابک حمیدیان,بابک بیات,بابک نهرین,بابک امینی,بابک ریاحی پور,بابک مافی,بابک قربانی, نویسنده: مهسا نصیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 12:21

از جلوی در سینما رد میشدم از توالت برگشته بودم و داشتم میرفتم مغازه به اندازه یک ثانیه با یه بچه چش تو چش شدم همزمان جفتمون سرمون رو انداختیم پایین اون از این که بین خجالت و جو قرار گرفته بود ترجیح داد سرش رو بندازه پایین و من از ناراهتی اینکه با یه بچه دوازده ساله چش تو چش شدم تو دستش سیکار دیدم کلفتی سیگار با انگشت دست اون بچه یکی بود چی شده ؟ چرا باید یه بچه دوازده سیزده ساله تو دستش سیگار بگیره؟ کسی که سیگار میکشه شاخه ؟ یا بزرگه ؟ خدا کنه همه یه مقدار فقط یه مقدار فکر کنن به کارشون

برچسب: زندگی,زندگی و دیگر هیچ,زندگی زیباست,زندگی خصوصی,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگی نامه,زندگی با چشمان بسته,زندگی شعر,زندگینامه فروغ فرخزاد, نویسنده: مهسا نصیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 12:21

به هم ریخته هستم

نمی تونم بفهمم کی درست میگه

کی دروغ

کی با منطق حرف میزنه

کی با احساسات

فقط دوست ندارم خونواده از هم بپاچه

دوست ندارم هرکی بره واس خودش

اعصابم خورده

ولی کاری نمی شه کرد

خدا کنه بشه امشب درستش کنم

برچسب: jamshidi needle,jamshid,jamshid mashayekhi,jamshid ehsani,jamshid ghajar,jamshid turaev,jamshid lotfi,jamshid amouzegar,jamshid gharajedaghi,jamshid armand, نویسنده: مهسا نصیری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 12:21

صفحه بندی